X
تبلیغات
رایتل

جنبش های اسلامی معاصر

تحولات اخیر تونس/ علیرضا ادهمی

تحرک مردم تونس سرنوشت حکومت 23 ساله بن علی را روشن کرد. این به پا ساختن موجی را در جهان عرب به راه انداخت که به موجی تونسی نامبردار شد و لرزه به اندام کاخ دیکتاتوری اعراب اداخت.پس از تونس کشورهای عربی آفریقایی یکی پس از دیگری علیه­رژیم های خویش بپا خاستند و از مصر گرفته تا اردن و عربستان و الجزایر و مورتیانی را در برگرفت.

تونس در میان کشورهای عربی آفریقایی به لحاظ سطح تحصیلات و درآمد کشور سرآمدی بود.این کشور به لحاظ ثبات یک سر و گردن بالاتر از همتایان عرب خود بود به طوری که ما در بقیه کشورها مانند الجزایر، مغرب و مصر شاهد یک سری تحریکات از سوی مخالفین یا گروه های افراطی بودیم اما در تونس این امر را شاهد نبودیم. اکثر کشورهای شمال آفریقا به خاطر تولید نفت و توریسم دارای درآمد سرانه بالایی هستند. تونس نیز از این قاعده مستثنی نیست. این کشور به دلیل برخورداری از صنعت توریسم و اندک درآمد نفت سرانه ای معادل 9500 تا 000/10 دلار است. این کشور با جمعیت کمتر از 10 میلیون نفر و آب و هوای خوش سالانه سالانه میزبان بین 5 الی 6 میلیون توریست بود و ثبات در آنجا تقریباً نهادینه شده بود. زمانی که اتحادیه آفریقا  می خواست مقری برای ساختارهای تازه تأسیس خودمعین کند با مشکلاتی مواجه بود چرا که بسیاری از کشورهای افریقایی بی بهره ار ثبات بودند اما آنگاه که بانک افریقایی به دنبال مقری برای خود بود پیشنهاد داده شد اگر چه هنوز عملی نشده است. یکی تونس در شمال و دیگری لوتسوانا در جنوب. یعنی ثبات تونس به گونه ای بود که دولتمردان آفریقا به این نتیجه رسیدند که تنها دو کشور مذکور دارای ثبات هستند اما اینکه چه شد که تونس به این سرونشت دچار شد را باید در سه سطح تحلیل کنیم:

1-سطح داخلی: در این سطح چند مسأله قابل ذکر است: یکی اینکه در این کشور بحران توزیع منابع وجود داشت بدین معنا که درآمد سرانه به طور عادلانه توزیع نشده بود. با توجه به درآمد سرانه کشور نمی توان از کلمه فقر استفاده کرد و در این رابطه «انباشت بحران» قابل ذکر است. این انباشت بحران به فساد سیستم حاکم، طولانی شدن حکومت بن علی و غیره اشاره دارد. زین العابدین بین علی از سال 1987 در یک کودتای سفید (بدون خونریزی) سرکار آمد و از آن زمان در قدرت حضور دارد. بر اساس قانون اساسی حداکثر سن برای نامزدی جهت انختابات ریاست جمهوری 75 سال است در حالی که بن علی 74 سال سن دارد. وی همانند بسیاری از رهبران کشورهای خاورمیانه به دنبال تغییر قانون اساسی است برای تداوم حضور خود در قدرت بود اما چنین مجالی نیافت. از مسائل دیگری که به انباشت بحران اشاره دارد وضعیت آزادی های مدنی است.یعنی وضعیت آزادی بیان تحت کنترل کامل دولت قرار داشته و سیستم به شدت امنیتی بوده وضعیت حقوق بشر و بیکاری نیز مزید بر علت بود.

افزودن بر این، سیستم خویشاوند سالاری که تمام رانتهای قدرت و ثروت را در اختیار خانواده حاکم قرار می داد نیز در همین قالب تحلیلی است. خانم لیلا طربلسی، همسر بن علی و به طور کلی وابستگان به خانواده حاکم، شرکت های عمده دولتی و خصوصی را در اختیار خویش داشتند. نمونه آن شرکت هواپیمایی تونس بود که اداره آن با همسر بن علی بود. بدیهی است که چنین امری در بلند مدت به «فقر» در جامعه دامن می زند. در کشورهای توریستی وقتی حجم توریست کاهش می یابد بر میزان درآمد مردم نیز تأثیر می گذارد. نکته دیگری که در این سطح قابل اشاره است این است که دولت تونس روی زیر ساختهای آموزشی سرمایه گذاری خوبی کرده بود و لحاظ رشد شاخص های سواد در سطح بالایی قرار داشت. در تونس وجود یک سیستم خویشاوند سالاری ورانتی در برابر افراد تحصیل کرده قرار گرفت که خواهان مشارکت در اداره­ی امور کشور بودند. از سوی دیگر بودند. از سوی دیگر، وجود این افراد تحصیلکرده، طبیعتاً باعث پدیدار شدن طبقه متوسط می شود که موتور محرک جامعه است. وقتی این طبقه متوسط که دارای تحصیلات دانشگاهی هم هست در سیستم مشارکت داده نمی شود، دچار حالت نارضایتی و انتقاد می شود. این طبقه متوسط ناراضی هشداری هم به شکل گیری فقر جامعه بود. این انتقادات منفذی بود برای ورود به عرصه اداره جامعه که پاسخی درخور از سوی حکومت نیافت. وقتی اعتراضات مجالی برای بروز نیابد تبدیل به اعتراضاتی زیر زمینی شده و منتظر انفجار یک حادثه برای انفجار می ماند که خود سوزی آن جوان تحصیلکرده تونسی زمینه این انفجار را فراهم ساخت.

البته نباید فضای خفقان داخلی را فراموش کرد که در آن اختناق سیاسی و فقدان فعالیت های حقوق بشری و فقدان آزادی مطبوعات و فقدان فعالیت احزاب دست در دست هم داد و چنین شرایطی پدید آورد از سوی دیگر باید بحران هویت را در کنار بحران توزیع منابع افزود به طوری که در جامعه مسلمان تونس، در دورانی که بن علی در رأس قدرت بود تحمیل سکولاریسم نیز در جامعه بود نماز خواندن در فضای عمومی مجازات داشت، حتی روزه گرفتن در دستگاههای اداری با مجازات همراه بود اینها شرایط را به آتشی زیر خاکستر تبدیل کرد که ناگهان بر افروخته شد و در نهایت بحران مشروعیت را به همراه آورد.

2-سطح منطقه ای

در این سطح می توان به شباهت دموکراسی های شمال آفریقا با دموکراسی های حاشیه خلیج فارس اشاره کرد بسیاری از این کشورها در زمان جنگ سرد و جز اقمار کشورهای شرق یا غرب بودند اما بعد از فروپاشی نظام دو قطبی و پایان دوران جنگ سرد و موج دموکراسی خواهی جهان را در بر گرفت. در این فضا " شبه دموکراسی هایی" شکل گرفت که تغییر افراد در آن بر اساس انتخاباتی ظاهری انجام می گرفت. از سوی دیگر چون غرب در این کشورها دارای منافع و رانت هایی بود لذا شکلی از حکومت ها را پذیرفت که فقط در ظاهر دموکرات اما در باطن همان سیستم های پادشاهی قبلی بود. در این قالب بود که افرادی که در رژیم پیشینین حضور داشتند با انتخابهای فرمایشی بار دیگر به قدرت باز می گشتند و حضور خود را با سبک دموکراتیک توجیه می کردند. چنین انتخاباتی یا به صورت تک کاندیدایی بوده یا اینکه رقیب، نامزد جدّی نبوده است. و غرب به خاطر منافع خود چندان توجه ای به کیفیت این رژیم ها در منطقه نبود و تنها حفظ وضع موجود و تداوم منافع مطرح بود. اما با این موجود می بینیم که انباشت بحران ها باعث شد که فردی را که در کشورش با آرای 99 درصد در صدی در انتخاباتی که مشخصات آن ذکر شد، برنده می شد اما به دلیل عدم مشروعیت مردمی در پی اعتراض و با یک خود سوزی، مجبور به ترک قدرت شده.

3-در سطح بین الملل

در دوران پس از 11ستامبر به دلیل حضور جمهوری خواهان و نومحافظه کاران در قدرت، فضای امنیتی حاکم بود و همه چیز متأثر از چنین فضایی شکل می گرفت. اگر دوره حکومت جمهوری خواهان ادامه یافت، سرنوشت بسیاری از کشورهای کما فی سابق ادامه می یافت و افراد یا حکومت هایی مانند تروریسم فضای اختناق و سرکوب را بیشتر کند و با سر کار آمدن او با ما و دموکراتها تعدادی از گروهها مخالفت نیز در فضا رقابتی اجازه حضور یافتند.

بحران اقتصادی بین الملل و تبعات آن بویژه کاهش گردشگر، کاهش درآمد مردم نیز می توانند علت دیگری باشد که تونس را به شرایط فعلی رسانه.

وضعیت فعلی تونس مجموعه ای از دیدگاه و مواقع بخش مهمی از تحولات تونس به نقش تکتولوژی بر می گردد مثلاً زمانی که خودسوزی رخ داد تکنولوژی جنبش نرم افزاری باعث انعکاس آن شد که می توان نام جنبش اجتماعی بر آن گذاشت که به تدریج در صورت وجود رهبری ممکن است شکل انقلاب به خود بگیرد هر چند که تا کنون شواهدی از انقلاب مشاهده نمی شود و فضا به سمت یک رفرم و اصلاح بیش می رود و آنچه که در تونس رخ داده است به دلیل فقدان رهبر و ایدوئولوژی فراگیر و تضمینی مدیریت از سوی کشورهای اروپایی و آمریکا به سمت فرم سیاسی تغییر یافته است.

بعد از فرار بن علی از کشور نه رهبری هست و نه مانیفستی همان هیئت دولت پیشین با تغییراتی جزئی به کار خود ادامه می دهد بر اساس همان قانون اساسی پیشین رئیس پارلمان به عنوان رئیس جمهور برگزیده می شود گوئی اتفاقی رخ نداده و با مرگ طبیعی بن علی هم همین اتفاقات رخ می داد. قانون اساسی هنوز یر جای خویش است. با توجه به اینکه احزاب و گروههای سیاسی و مخالف دارای سابقه مبارزاتی در تونس نیستند فضا نیز به سمت تغییرات بنیادین ممکن است سوق داده نشود در این فضای فعلی تونس یکسری گروههای اجتماعی هست. حال باید دید کدامیک می توانند ایدئولوژی سازی کنند و بیشترین حزب را داشته باشند وعلاوه بر آن قدرت مدیریت فضا را نیز داشته باشند.

فرضیات گوناگون که درتحولات تونس مطرح است:

فرض اول این  است که از لحاظ قانونی بن علی رئیس جمهور است و شرایط عزل او مثل مرک یا انقلاب نیست در این فرض فضای داخلی تونس  به او چنین اجازه ای نمی دهد به لحاظ بین المللی هم کشورهای مختلف (به ویژه فرانسه و امریکا به عنوان دو قدرت مهم مدافع بن علی) به ظاهر به حمایت از حرکت برخاسته اند. عربستان نیز به بن علی اجازه فعالیت سیاسی نداده است بلکه فقط حق اقامت داده است.

فرض دوم: این است که همین دولت فعلی با اندک تغییرات بماند و حکومت فعلی سعی می کند همین فضا را نگه داشته و تلطیف کند. شرایط فعلی، شرایط گذر است ابعاد این جنبش هر روز گسترده تر می شود و ابعاد جدیدی می یابد این جنبش به نظر می رسد در حال ایدئولوژی سازی است به این معنا که حاکمان بازمانده از رژیم قبلی «دگر» هستند باید حذف شوند بسیاری از تحلیل گران معتقدند که علیرغم اینکه بن علی آمریکایی بود اما تمایل او بیشتر به فرانسه بود و بر همین اساس اگر الغنوشی به جای او به سرکار بیاید تونس از دست فرانسه خارج و ایالات متحده یکه تاز عرصه این کشور خواهد شد این در حالی است که بخش زیادی از ارتش به مردم پیوسته است. تظاهرات جدیدی شکل گرفته که خواستار تغییر قانون اساسی و کنار زدن افراد رژیم قبلی است.

فرض سوم: این است که چون فضای فعلی بدون رهبر است به گونه ای مدیریت شود که رادیکال نشود. در نهایت مردم و رژیم از یکسری از خواسته های خود کوتاه می آیند تا به یک نقطه اشتراک برسند. چرا که جبهه مردم همگون نیست از سوی دیگر تونس همسایه اروپاست و این قاره تمایل ندارد که در کنار خود منبعی از بی ثباتی داشته باشد با توجه به اینکه 50 سال در این کشور سکولاریسم تحمیلی حاکم بود به نظر می رسد فضا برای اسلام گرایی رشد خواهد کرد.

در زمان بن علی احزاب و جنبشهای اسلامی اجازه فعالیت نداشتند. راشد الغنوشی، رهبر النهضه با محدودیتهایی مواجه بود و در نهایت او را به اقدام علیه امنیت ملی محکوم کردند با توجه به قانون اساسی فعلی او هنوز نمی تواند فعالیت داشته باشد موضوع این است که فضا برای فعالیت جنبشهای اسلامی آماده خواهد شد احزابی مه بع تعبیری معتدل اما اسلامی هستند مجال ظهور می یابند البته فضا به گونه ای نیست که بتوان گفت کدام گروه با چه دیدگاهی حاکم می شود در این فضا عرصه برای پیکار آمده می شود و بقیه ماجرا بستگی به نحوه و میزان بسیج مردم، مانیفست حزبی و غیره دارد که مردم به کدام گروه روی آورند هر گروه و سندیکایی بر اساس منافع خود به دنبال مدیریت بحران است و تا زمانی که فضا چنین است هیچ گروهی نمی تواند غالب شود. فضا به گونه ای خواهد بود که ادامه جنبشهای اجتماعی گسترده می شود دولت مجبور به تعدیل در سیاست ها شده و انتخابات زودهنگام را برگزار خواهد کرد، پارلمان جدید شکل می گیرد، قانون اساسی جدید نوشته می شود اما نباید انقلاب ساختار شکنانه را انتظار داشته باشیم. خلاصه کلام به دلیل اینکه نزدیک به نیم قرن مطالبات اسلامی مردم سرکوب شده لذا اینها در پی این هستند تا در انتخابات پارلمانی شرکت کرده تا بتوانند فضا را به نفع خود رقم بزنند. همه گروهها هستند و خواهان دولتی ائتلافی هستند هدف اولیه شان هم حضور در پارلمان است اما باز هیچ یک نخواهند توانست اکثریت را تشکیل دهند چون این اکثریت شکننده خواهد بود اما با توجه به سرکوب اسلام و فعالیت های اسلام گرایانه شانس گروههای اسلامی از بقیه گروهها بیشتر است.

فضای اسلام گرایی و سکولاریسم

سکولاریسم با وجود آنکه در 50 سال بر کشور حاکم بود اما ذات جامعه نبوده است در تونس اگر بن علی مقاومت می کرد فضا به سوی رادیکالیسم می رفت اما وقتی وی بلافاصله کشور را ترک کرد و از سیستم حذف شد فضا مدیریت شد و به سوی افراط نگرائید تمام گروه ها بر سر زمان انتخابات زودرس بحث می کنند راشد الغنوشی هم گفته قصدی برای قدرت ندارد که تمام اینها از رادیکال شدن فضا جلوگیری می کند. از سوی دیگر، ساختار سکولار بوده اما فضای جامعه، اسلامی بود به بیانی دیگر چون بن علی مقاومت نکرد راه های حذف «دگر» از طریق خشونت صورت نگرفت یعنی چون بن علی اقدامات رادیکالی انجام نداد لذا جامعه نیز رادیکال نشد. نکته ای که ذکر آن لازم است این است که اگر چه فضا برای اسلام گرایان آماده است اسلام شمال افریقا بویژه تونس اسلام اعتدال است چون محیط بحران در آفریقا کمتر از خاورمیانه است و بحران هایی مثل مناقشه اعراب- اسرائیل در آنجا وجود ندارد.

نقطه عطف تحولات تونس

تحولات تونس یک نقطه عطف بود که باعث شد غرب و اعراب در سیاست هایشان بازنگری کنند الجزایر- اردن مصر و لیبی این پتنسایل را خواهند داشت قبل از تحولات اخیر در مصر اوباما در تماس با مبارک خواستار باز شدن فضای سیاسی شد اما نوشدارو بود. دموکراسی های نخ نمای عربی دیگر پاسخگو نیست و شاهد یکسری بحرانها در جهان عرب خواهیم بود. جالب این بود که تونس امن ترین کشور عربی بود که این تحولات از دل آن زاده شد. ممکن است در این کشورها، گردش نخبگان رخ دهد اما این نخبگان و ترکیب سیاسی می بایست از گروههای خارج از سیستم قبلی نیز باشند.

سرنوشت جنبش مردم تونس

می توان گفت به یک سری از اهداف خود نایل می شود و تونس دچار تغییراتی خواهد شد اما نوع افراطی آن به این معنا که خواسته های جنبش اجتماعی متوقف نمی شود و آنان یک سری مطالبات جدید مانند پارلمان و قانون اساسی جدید می خواهد در این مدت هم مردم ساکت نبودند چرا که معتقدند سیستم مانده و شخص رفته و لذا هدف حذف سیستم است. اگر چه به انقلابی افراطی تبدیل نمی شود اما باید دید رهبران چه مانیفستی ارائه می دهند و باید منتظر ماند و دید که گروه بندی اجتماعی چه سرنوشتی پیدا می کند. اما تمام شواهد ایجاد یم فضای دموکراتیکی که در آن اسلام گرایان فرصت خوبی دارند فراهم گرده است.

طی دوران بورقیبه و بن علی نمادهای مذهبی از سطح جامعه برچیده شده بود اما در این فضای فعلی صدای اذان مسجد، نماز جمعه و سایر نمازهای مذهبی دوباره دیده و شنیده می شود اما انتظار نیست که 100 درصد اسلامی شود اسلامی شود چرا که محیط ساختار و موقعیت جغرافیایی اجازه نمی دهد به دلیل بافت فرنگی حاکم بر تونس و تعاملات با غرب گروههای اسلام گرا پذیرفته شوند. اینها سپس با غرب و جهان اسلام هم کار می کنند.

با مناسبت به اینکه دموکراسی های شمال افریاقف و کشورهای عربی نخ نما هستند این جنبشهای اجتماعی به ناچار سران رژیم ها را وادار به تغییر کیفی و کمی می کنند.

دولتی که درتونس به کار بیاید قطعاً منافعش را با غرب تنظیم می کند بر همین اساس دولت آینده با توجه به اسلامی بودن هم با غرب و هم با جهان اسلام کار خواهد کرد. این دولت اساس منافع ملی خود عمل خواهد کرد ولی جغرافیا و نزدیکی به غرب نیز در تعیین نوع منافع و سیاست مؤثر است چرا که نزدیکی به اروپا و منافع اروپا اجازه نمی دهد تونس به مرکزی برای صدور بنیاد گرایی تبدیل شود و از طرف دیگر تونس هم بدون اروپا دچار مشکلات اساسی از جمله درآمد توریستی خواهد شد