X
تبلیغات
رایتل

جنبش های اسلامی معاصر

آ شنایی با کشور بحرین/ شیما ابراهیمی

به منظقه ی ساحلی جنوب خلیج فارس حد فاصل بصره تا بحرین امروزی،بحرین گفته میشود.

سرزمین جزیره ای بحرین از دو بخش کرانه ای و جزیره ای تشکیل شده است:بحرین کرانه ای که بخش اصلی و پهناورترین سرزمین باستانی و تاریخی را تشکیل میدهد.سرزمینی است که سر تا سر سواحل غربی خلیج فارس را در بر میگیردو از خلیج کاظمیه در جنوب بصره تا محل تلاقی شبه جزیره ی قطر به جزیرة العرب امتداد میابد.بخش جزیره ای بحرین متشکل از مجمع الجزایری است که در دهانه ی خلیج "سیلوا"و در فاصله ی 20 مایلی شرق بحرین کرانه ای و 18 مایلی ساحل غربی شبه جزیره ی قطر قرار گرفته است.

از 706 کیلومتر مساحت این کشور نزدیک به 4%کیلومتر مربع آن بیابانی است.بحرین به جزیره ی "یک میلیونی نخل"نیز شهرت دارد.شامل 3 جزیره ی اصلی "منامه"،"محرق"،و"ستره" است.بحرین کشوری است جزیره ای که فاقد راه ارتباطی زمینی با کشورهای همجوار بوده وفقط از راه دریا و هوا با دیگر کشورها ارتباط دارد.

جمییت بحرین حدود 1 میلون و 23 هزار نفر است که حدود 150 هزار نفر آنها خارجی هایی هستند که آنجا کار میکنند.50 هزار نفر ایرانی هم که اکثر آنها در اصل مهاجرانی از جنوب ایران از فارس و بوشهر در بحرین زندگی میکنند و به رغم سکونت طولانی در آنجا همچنان به فارسی صحبت میکنند.زبان اصلی مردم بحرین عربی است و زیان های فرعی انگلیسی و فارسی و اردو است.

حدود 66%جمعیت را شیعیان ،33%سنی ،و 9%مسیحی تشکیل میدهند.تشیع توسط قبیله ی عبدالقیس وارد بحرین شد.بحرین بعد از ایران و عراق سومین مرکز شیعی در جهان اسلام است.

بحرین کشوری ثروتمند نیست و حتی بخشی از انرژی آن توسط عربستان تامین میشود.امروزه اقتصاد کشور بحرین وابسته به بانکداری ،هواپیمایی موفق و خدمات فرودگاهی،بنادر مجهز صنعتی،سنایع ساخت و تغمیر کشتی و ناوها میباشد.امروزه اقتصاد بحرینهنوز از ایران تغذیه میکند.تنها صنغت داخلی این کشور تولید آلمومینیوم است که در مقیاس فراوان تولید و عرضه میشود.بخرین رتبه ی نخستین تولید این محصول در خاورمیانه و رتبه ی 5 در سطح جهانی را داراست.بحرین اولین کشور حوزه ی خلیج فارس است که نفت در آن کشف شد ولی منابع نفت و گازش بسیار محدود است.اقتصاد سنتی بحرین وابسته به مروارید است.نفت و فراورده های نفتی 60%صادرات و درآمد دولت این کشور و 30%تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد.طبق گزارش انجمن اقتصادی اجتماعی ملل غرب آسیا ،بحرین سریعترین رشد اقتصادی را در ژانویه ی 2006 در میان کشورهای عرل داشتهو همچنین آزادترین افتصاد حهان در خاورمیانه و بیست و پنجم در جهان در 2006 بر پایه ی گزارش وال استریت ژورنال بر پایه ی شاخصهای اقتصاد آزاد داشته است.

واحد پول بحرین دینار است که هر یکصد دلار برابر با  5/37 دینار میباشدو پایتختآن منامه است.

پادشاه بحرین "احمد بن عیسی ال خلیفه"که از سال 1999 تا کنون حاکم این جزیره است.

حکومت بحرین ازسال 2002 از امیر نشین به پادشاهی تغیر نام داد.

این کشور یکی از اعضای اتحادیه ی عرب و شورای همکاری خلیج فارس است .مرکز ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در کشور بحرین است.

استقلال بحرین از ایران:

مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از امپراتوری ایران پیش از اسلام بوده است،ولی اعراب ساکن آن جزیره به علت دوری از شعاع عمل حکومت و نیروهای مرکزی ایران به طور مکرر مشکلات و دردسرهای زیادی برای حکومت مرکزی ایران ایجاد میکرد؛بنابراین منطقه خلیج فارس را توأم با اغتشاش و آشوب و راهزنی ساخته بودند.

 تا اینکه شاپور دوم پادشاه ساسانی ( ملقب به شاپور بزرگ و ذوالکتاف ،-337 م) با قوای کامل و کشتیهای متعدد جنگی به بحرین لشکرکشی کرد و شورشیها را با شدت عمل سرکوب کرد. به نحوی که تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651م.)آرامش کاملی در آنجا برقرار بود.

بحرین از آغاز تشکیل امپراتوری اسلامی و بویژه در عصر بنی امیه ،از مرکزیتی ویژه در حرکتهای سیاسی و برخوردهای عقیدتی در منطقه خلیج فارس برخوردار شد. در سال 72 ه. ق (م . )گروهی از خوارج به رهبری "ابوفدک "قیام بزرگی علیه حکومت اموی بر پا کردند و بحرین را از تابعیت خلفای اموی خارج ساختند فردی به نام "مسعود بن ابی زینب عبدی "در سال 105 ق . با اخراج والی اموی حدود بیست سال بر این مجمع الجزایر حکومت مستقل داست.

 

 در سال 151 والی بحرین ضد حکومت خلفا قیام کرد. حدود صد سال بعد قیام بردگان و سیاهپوستان منطقه به رهبری فردی ملقب به "صاحب الزنج "تمامی خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. به دنبال آن گروهی دیگر به رهبری فردی ایرانی به نام "ابوسعید بهرام جنابی "(یا گناوه)علیه حکومت خلفا قیام کردند و یک جنبش آزادیخواهی را در منطقه گستراندند این جنبش که قیام ابوسعیدی یا قرمطی ( ابوسعید از پیروان حمدان قرمطی بود )نام گرفت،از سواحل ایرن آغاز شد و ابوسعید با رفتن به بحرین آنجا را کانون مناسبی برای تحرک یافت . 

پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این کشور ،بحرین کماکان جزء ایران اسلامی باقی ماند.و تا قبل از قدرت رسیدن سلسله صفویه - که پس از مدتهای طولانی ایران مجددا دارای یک حکومت واحد و متمرکز شد- سرزمین ایران شاهد حکومتهای غیر متمرکز و محلی متعددی بود که همواره در رقابت قدرت و جنگ و نزاع با یکدیگر بودند ،بویژه اینکه ،حمله وحشیانه و گسترده مغولها به ایران نیز (در سال 1220 م. )همه چیز را بکلی دگرگون و آشفته ساخت ؛ ولی باید اشاره کرد که بحرین همواره قسمتی از حکومتهای متشکل محلی در بخشهای جنوبی ایران محسوب میشد.

 

 تا اینکه در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (در سال 1506) ،بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمعالجزایر بحرین نیز (در سال 1521) به تصرف و اشغال آنها در آمد. پس از گذشت حدود یک قرن از اشغال پرتغالیها،شاهعباس در سال 1602 با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن ،مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. سپس ،در سال 1783 (یا 1782 ) " شیخ احمد بن خلیفه "از قبیله "بنی عتبه "و از خاندان "خلیفه "که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود )به این سرزمین حمله و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت . از آن پس،حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی – استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان "خلیفه "( آل خلیفه )قرار گرفت. 

در خلال این مدت نیز استعمار کهنه و قدرتمند انلیس در رقابت با قدرتهای استعماری دیگر در منطقه،و نیز در راستای سوء استفاده از اوضاع آشفته و نابسمان منطقه و ضعف قدرتهای همجور آن ،شیوخ عرب خلیج فارس را در کنترل و اراده خود در آورد و بالاخره در سال 1820 پس از قلع و قمع دزدان دریایی و برده فروشان ،قرادادها تحت الحمایگی را با رهبران شیخ نشینهای خلیج فارس و از جمله بحرین به امضا رساند.

شیخ سلمان بن احمد ( شیخ بحرین )در ژانیه 1820 "قرارداد صلح عموی "یا "قرارداد اساسی "(و در واقع همان قرارداد انقیاد و تحت الحمایگی )را با انگلستان امضا کرد،او به علت استحکام قدرت و سلطه اش بر بحرین ، خود را تحت الحمایه انگلیس اعلام کرد و پرچم آن کشور را بر فراز مقر دارالحکومه خود برافراشت!بدین ترتیب ، از این زمان به بعد تا مدت 150 سال ،بحرین زیر نفوذ و سلطه انگلستان قبل گرفت

دولت ایران در مدت یک و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (-1970 )و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره،هیچگاه جدایی بحرین از خاک ایران را نپذیرفت ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت.

 پس از انتقال سلطنت از سلسله قاجار به پهلوی ،ایران خواستار اعاده حق حاکمیت خود بر این سرزمین شد.

در دوران سلطنت محمدرضا شاه ،حداقل در دو برهه زمانی مسأله مالکیت و حاکمیت ایران بر بحرین به صورت حادتر مطرح شد . در اسفند 1329 در لایحه مربوط به ملی کردن صنعت نفت ایران که برای تصویب به مجلس شورای ملی ارائه شد،"شرکت نفت بحرین "نیز در طرح ملی شدن قرار داشت ؛چرا که مجمع الجزایر بحرین بخشی از سرزمین ایران را تشکیل میداد بار دوم در آبان ماه 1336 هیأت وزیران با حضور شخص شاه لایحهای را برای تقدیم به مجلس آماده کردند که به وضوح نشان دهنده حق و ادعای مالکیت ایران به بحرین بود. در این لایحه کشور از نظر اداره سیاسی به چهارده استان تقسیم میشد که بحرین استان چهاردهم را تشکیل میداد. بدین ترتیب ،از دیدگاه ایران ،منطقه بحرین از استان فارس جدا میشد و خود استان مستقلی را تشکیل میداد. این اقدام ایران مورد اعتراض مطبوعات و دولت انگلستان و نیز نارضایتی اعراب قرار گرفت.

در نوامبر 1967 نیروهای انگلیسی از بندر عدن خارج شدند و سپس نیروهای خود را به بحرین منتقل کردند و بدین ترتیب پس از عدن ،مجمع الجزایر بحرین به عنوان پایگاه مهم انگلستان در شرق سوئز و خلیج فارس مطرح شد.

مدتی بعد در ژانویه 1968 ،پس از اینکه انگلستان اعلام کردکه نیروهایش را تا پایان سال 1971 از شرق سوئز خارج خواهد کرد،دولت ایران از این تصمیم استقبال کرد و اعلام کرد که از حق حاکمیت خود بر بحرین منصرف نشده است. سپس،با طراحی و هدایت انگلستان قرار شد فدراسیونی متشکل از نه شیخ نشین جنوب خلیج فارس و از جمله بحرین در قالب یک کشور واحد پس از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه تشکیل شود،بویژه شیخ بحرین با ابراز ناخشنودی از مسأله خروج آتی نیروهای انگلیسی ،و ادعای مالکیت ایران بر بحرین آن را یک مشکل امنیتی برای آینده مجمع الجزایر دانست و بنابراین حل این مشکل را پیوستن بحرین به فدراسیون یاد شده دانست . 

عکسالعمل ایران نسبت به تشکیل این فدراسیون با شرکت بحرین قابل پیش بینی بود؛چرا که بر خلاف موضعگیری همه کشورهای عرب ، ایران با تشکیل چنین فدراسیونی مخالفت کرد .

در این میان، مذاکرات آشکار و پنهان میان ایران ،انگلستان ،عربستان سعودی و آمریکا انجام میگرفت . یکی از مواضع موجود بر سر حل مسأله بحرین – جدا از سیاستهای استعماری انگلستان – حمایت عربستان سعودی (به عنوان کشور عرب با نفوذ منطقه ) از خواستهها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آبهای سرزمینی و فلات قاره دو کشور بود.

 بالاخره با مذاکرات طرفین اولین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو کشور بر سر مرز فلات قاره و مالکیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ 24 اکتبر 1968 با امضای یک موافقتنامه انجام گرفت . مذاکرات و توافقهای پنهانی بین ایران و انگلستان و آمریکا و نیز امضای توافقنامه فوق باعث شد ایران در مورد مسأله بحرین کوتاه بیاید و تا اندازهای عقب نشینی سیاسی کند.

بعدها از طرف شاه ایران پیشنهادی به سازمان ملل داده شد تا طی نظر سنجی از مردم بحرین نظر آنها را در مورد مالکیت ایران بر بحرین مورد ارزیابی قرار دهند که به دنبال آن نماینده ی ویژه ی دبی کل در امور بحرین در راس یک هیئت 5 نفری عازم آن جزیره شد و از 29 مارس تا 18 آوریل 1970 به نظر خواهی گزینشی و گفتگو با گروه های منتخب سیاسی -اجتماعی بحرین پرداخت.نتیجه ی این نظر سنجی به این قرار بود که : اکثریت تام مردم بحرین خواهان شناسایی هویتشان در یک شورا کاملا مستقل و دارای حق حاکمیت و آزاد برای ایجاد روابطشان با سایرکشورها میباشند.

گزارش یاد شده از سوی دبیر کل به شورای امنیت ارجاع شد و شورای امنیت نیر با استناد به نتیجه گیری نهایی گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جداییآن از خاک ایران در تاریخ 30 آوریل 1970 مورد تأیید و تصویب قرار داد. 

 ایران نیز در تاریخ 24 اردیبهشت 1349 با 187 رأی مثبت و چهار رای منفی ( از کل 101 نماینده حاضر ) به تصویب مجلس شورای ملی رسید. مجلس سنا نیز در 28 اردیبهشت ماه آن را به اتفاق آراء ( 60 رأی کل نمایندگان ) تصویب کرد.

حاکم بحرین برای اولین بار در آذرماه 1349 (دسامبر 1970) از ایران بازدید کرد و موافقتنامه اولیه مربوط به فلات قاره دو سرزمین به امضا رسید.

اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . دولت ایران تنها یک ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت . یک روز بعد (اوت )،بحرین و انگلستان یک قرار داد دوستی با هدف ( مشورت ) در مواقع ضروری با یکدیگر امضا کردند! بدین ترتیب ،مسأله بحرین پس از یک و نیم قرن منازعه و کشمکش به نقطه حل رسید دلیل آن نیز از نظر سیاسی ،سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یک مسأله دیگر ارضی کشور یعنی جزایر سه گانه بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یک بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاک ایران در دوران معاصر بود.

منابع:

1-http://shia-news.com

2-نمایه سیاسی بحرین

3-www.ariarman.com